تبليغاتX
دفتر دانش ما جمله بشویید به می

و من در امتداد خط سبز زندگی تا خدا رفتم.

 و شبنمی شدم در طراوت خلقت!

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 15:23  توسط فرشته   | 


بعدظهر با پسرکوچولویم که تازه ۶سالش تمام شده رفتیم به یک جشن - جشن بانوی مهر- که به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) دردانه عالم هستی برپا بود.

در این مراسم مسابقه نوشتن نامه ای به مادر نیز برگزار بود که پسرم از ابتدا هی گفت : مامان از این برگه ها بگیر من هم می خوام تو مسابقه شرکت کنم.

من هم برای دلخوشی پسرم یک برگه شرکت در مسابقه گرفتم و به او دادم . پسرم برگه را داد دستم و گفت: حالا هرچی من می گم بنویس .

و این طور شروع کرد:

مامان جون دوست دارم همیشه پیش من باشی. وقتی تولد حضرت زهرا (س) می شود خوشحالی برای من می آید چون خیلی غم انگیز نیست خیلی قشنگ است .

خیلی دوست داشتم یک حرف خوبی بهت بزنم الان می شود : تو را خیلی دوست دارم.

پایان

من هم بدون دست بردن تمام حرفهای آن را نوشتم البته بماند که چقدر ذوق کردم و چندتا ماچ آبدار از لپاش کردم.

برنامه جشن به انتها نزدیک شد و نوبت اعلام اسامی برنده ها بود . مجریان این جشن از بین صدها شرکت کننده ۱۰ نفر را انتخاب کردند و شروع کردند به خواندن اسامی آنان که نام پسر من یکی از آنان بود خیلی خوشحال و هیجان زده شده بود رفت و جایزه اش را گرفت و بعد آن را داد به من و گفت این هم هدیه من برای روز مادر.

واقعا هدیه بی نظیری بود هرگز فراموش نخواهم کرد.

نمی دانم چرا این مطلب را اینجا نوشتم شاید یک دلیلش این باشد که مادرها از تمام رفتارهای خوب بچه هایشان هیجان زده می شوند و فکر می کنند کاری کردند کارستون.

+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 16:5  توسط فرشته   | 


بعد از آخرین مطلبی که دراین جا نوشتم بارها آمدم و سرزدم و بارها پست مطلب جدید را گشودم اما هیچ حسی وجود نداشت و حتی قدرت درج کلامی را نداشتم .

الان هم

بگذریم

به هرحال این بختکی که افتاده بود ظاهرا برطرف شده  و دارم می نویسم و با انباشتی از آنچه دلم می خواهد بنویسم روبه هستم.

... اما در نبرد بین من و خودم جان کلامم مخدوش شد و جام نوشتن از دستم رها. پس تا در محکمه درون تکلیف این دو سرکش را روشن کنم بدرود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 0:24  توسط فرشته   | 


 

نسیم می وزد

و عطر بهار را نه از دور دستها

از جایی در همین نزدیکها با خود می آورد

شاخه های خشکیده درختان نسیم را در هوا می قاپند

و بوته ها بی برگ و گل  نسیم را درمیان خود حبس می کنند

ودلها هم

گوییا همه به دنبال زنده شدن هستند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 8:37  توسط فرشته   | 


آی مردم

بینتان یک مرد نیست

مردهاتان مرده باشد

درد نیست

آن طرف نامردمان سر می زنند......

 بستگان نوجوان عضوی از حماس که در حمله اسراییل کشته شده در تشییع او گریه می کند

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 11:31  توسط فرشته   |